جمعه 1386/07/20
عید مبارک
خدایا من آهنگ درگاه تو کرده ام و میخواهم که فضل و احسان خویش از من دریغ نکنی اگر از نزد تو باز میگردم یا به سوی تو می ایم در هر حال گرامیم دار تو که بر هر کاری توانایی...
عید مبارک و گشایش ماهی دیگر پر از برکت و احسان باد.
دعای بالا فراز آخر امام سجاد در دعای عید فطر است.
جمعه 1386/07/20
هیچ پناهی نیست مگر...
پنجشنبه 1386/07/19
خط لوله صلح و اهمیت آن
در صورت موفقیت در امضای قرارداد خط لوله صلح این قرارداد یکی از مهمترین توافقات اقتصادی در دهه ۸۰ شمسی خواهد بود.
پنجشنبه 1386/07/19
فاصله بودن و شدن
اما من دیروز چیزی را دیدم که به نظرم آمد سگ به آن زن دارد یاد میدهد که چطور دنبال او برود. هر روز عصر در کوچه خبرگزاری زنی را می بینم که سگی به دنبال خود دارد و سگ آنچنان کشان کشان این زن را دنبال خود می کشاند که گویی سگ صاحب زن است به طوریکه زن مدام در حال سرخوردن و گیج رفتن است. لحظه ای درنگ کردم و به آنها اندیشیدیم که چقدر فاصله است بین بودن و شدن....
پنجشنبه 1386/07/19
غزلی از سلمان هراتی
ميان ما و رسيدن هزار فرسنگ است
مرا گشایش چندین دریچه کافی نیست
هزار عرصه برای پریدنم تنگ است
اسیر خاکم و پرواز سرنوشتم بود
فرو پریدن و در خاک بودنم ننگ است
چگونه سر کند اینجا ترانه ی خود را
دلی كه با تپش عشق او هماهنگ است
هزار چشمه ی فریاد در دلم جوشید
چگونه راه بجوید که روبه رو سنگ است
مرا به زاویه ی باغ عشق مهمان کن
در این هزاره فقط عشق پاک و بی رنگ است
چهارشنبه 1386/07/18
جاناتان مرغ دریایی و دنیای شگفت انگیز ذهن
کتاب دیگر جهان هولوگرافیک ( نظریه ای برای توضیح توانایی های فراطبیعی ذهن و اسرار ناشناخته مغز و جسم ) اثر مایکل تالبوت است که میتوان آن را شاهکاری برای درک مفاهیم ذهنی دانست و البته برای درک عمیق آن باید با کمی از مفاهیم متافیزیکی آشنا بود. این کتاب اخیرا مورد توجه بسیاری از دانشجویان و اساتید حوزه و دانشگاه واقع شده است زیرا به واقعیت هایی از توانایی های ذهن به صورت علمی پرداخته که خواندن خالی از لطف نیست و انسان را با شگفتی های خلقت ذهن آدمی بیشتر آشنا می سازد.
چهارشنبه 1386/07/18
الیاس درون را بمیران...
من هم به واسطه ناراحتی که از یک دوست بسیار جوان و کم تجربه داشتم موضوعی را مطرح کردم که همگی هدایت خود را از خداوند طلب کردیم. توصیه آقای فضائلی به دوستان این بود که انشائ الله بتوانیم الیاس های درون خود را بمیرانیم.
الیاس نماد شیطانی است که در سریال تلویزیونی اغماء این روزها توجه همه مردم را به خود جلب کرده است.
سه شنبه 1386/07/17
روز جهانی کودک و غزل من
خانم تذری که قبلا در فارس همکار ما بود حالا دبیر تحریریه خبرگزاری حیات شده و او هم هنوز از فضای زندگی با شهید نیلی جدا نشده و با کشیدن آه از گذشته یاد میکند. دیدن او این لطف را برایم داشت که به خود یادآوری کنم همدرد زیاد دارم......
غزل هم از دیروز تا حالا یک توی مهد کودک شعر جدید یاد گرفته و مدام با خودش میخواند که: وقتی میرم به حمام، برای یک نظافت ، حوله رو دوش میذارم، صابون از اون گوشه، عشوه به من میفروشه......واقعا جالبه عشوه های یک صابون برای یه بچه که هر روز صبح مادرش رو خسته میکنه تا لبلس عوض کنه و بعد هم صبح زود توی پارکینگ داد بزنه که من خودم در ماشین را باز میکنم خدا رحم کنه چند بار توی خیابون نتونستم حریفش بشم خودش از زدن دکمه دزد گیر ماشین که صدا میده خوشش میاد....دوره ما کجا حالا کجا ؟
سه شنبه 1386/07/17
همایشی که.....
گله ام را در آینده نزدیک در افتخار ملاقاتی که با یکی از بزرگان نظام دارم حتما مطرح خواهم کرد مطمئنم گله دلسوزانه ام را وارد خواهند دانست.
اما وقتی به خانه برگشتم محتویات کیفی که در همایش داده بودند را وارسی کردم، به یک نشریه ای برخورد کردم باعنوان "سفرهای استانی هیات دولت از منظر بنیاد شهید و امور ایثارگران" این نشریه شش برگی با کاغذ های اعلای گران قیمت را هرچه بررسی کردم مطلب درخور ایثارگران که بتوان به آن افتخار کرد نیافتم هرچند مطمئنا اقداماتی باید وجود داشته باشد اما کجاست سلیقه ای که آن را بکار گیرد؟ ولی متاسفانه هرچه عکس دهقان با مقامات استانی و رییس جمهور بود در آن کاغذ های گران قیمت چاپ شده بود به نظرم آمد با این هزینه سنگین کار بی فایده ای صورت گرفته که باید مورد توجه قرار بگیرد زیرا بعید میدانم این موضوع مورد نظر رییس جمهور هم واقع بشود.
به آقای دهقان هم گفتم ما در برابر خداوند و شهدا باید پاسخگو باشیم.......
یکشنبه 1386/07/15
تسلیم به آنچه خدا خواسته
۱۵ آذر ۸۴ بود که تعدادی از نظامیها و خبرنگارهای گل سرزمینمان در حادثه تلخ سقوط هواپیمای غول پیکر سی ۱۳۰ شهید و جاودانه شدند. پدر غزل من هم که آن موقع دو سال داشت یکی از آن گلهای پرپری بود که غصه نبودنش ما و خیلی ها را پر از غصه ای کرده که قصه اش طولانیه! زندگی ما که از سال ۷۶ شروع شده بود هنوز هم ادامه دارد هر چند سخت. ما در کنا هم صمیمیتی مثال زدنی داشتیم که هنوز هم دوستان من آن را می گویند.
ما جز تسلیم در برابر احدیت هیچ نگفته ایم.خداوند خود وعده داده است که صابران را دوست دارد و با آنان است.
یکشنبه 1386/07/15
فضای انتخاباتی همه جا
این موضوع مختص به دوره و جناح خاصی نیست و در همه دوره ها وجود داره. حدود سه هفته که درگیر لایحه اصل ۴۴ در مجلس که به واسطه آن قرار است که بخش خصوصی در کشور رونق بگیره بودم یک روز که کارم زودتر تمام شد رفتم توی راهروهای مجلس شاید خبری و مصاحبه ای بگیرم. وقت نماز بود و خیلی از نماینده ها رفته بودند نماز ... ایستاده بودم با بچه ها داشتیم صحبت میکردم که یکی از نماینده هایی تا که تا حالا ندیده بودمش آمد جلو گفت درباره موضوع ......میخواهم صحبت کنم و نامه ای را که به وزارت نفت و سازمان محیط زیست نوشته بود را به من نشان داد. موضوع خوب و جالبی بود و گفت که دوست دارد در خبرگزاری فارس منتشر بشود به او گفتم من اولین بار است که شما را می بینم و فکر نمیکردم شما اینقدر نسبت به این مسائل حساس باشید ما بارها در این باره در خبرگزاری خبر و گزارش کار کردیم اما کوچکترین واکنشی نداشته و من تعجب میکنم که چرا حالا آمدید ؟ خلاصه به او گفتم حاضر نیستم مصاحبه اش را بگیرم و دلیل داشتم. به نظرم آمد کسی که در پایان دوره دنبال خبرنگار باشه پیداست که زمان انتخابات را درک کرده و میخواد بگه من هم بودم.... اما انصافا از یک طرف تعداد اندکی نماینده هستند که تو هر دوره ای پیدا میشن که واقعا تلاش میکنند که بعضی از آنها هم به ثمر میشینه. اما نماینده هایی هم هستند که تمام افتخارشان این است که از مجلس حقوق نمیگیرن که یکبار به یکی از آنها گفتم حقوق بگیرید نوش جانتان، اما تکلیف مشکلات مردم چی میشه.
از حالا فضای شهرها و روستاها انتخاباتی شده و هر کس به طریقی خودش رو تکلیف کرده تا وعده بده بعد هم بیاد تو مجلس نطق کنه که آقا کی گفته من میتونم جاده بسازم، وام بدم و.....من نماینده ام و کارم........
این روزها هم که سفره های افطار اینقدر تبلیغاتی و زیاده که میشه براش مسابقه گذاشت.
اگه فرصت کنم داستان جالبی را از این مسابقه افطاری تبلیغاتی در شیراز خواهم نوشت.
خدایا آگاهی و شناختمان را بیشتر کن.
