تبليغاتX
پرواز ناتمام

یکشنبه 1386/08/13

شکوه عسلویه در شب و بالیدن به ایرانی در میدان نفتی آزادگان

امروز یکی از همکاران می گفت شما چطوری تند تند میرید عسلویه ، آخه اون تو حوزه سیاسی کار میکنه زیاد اون طرفا آفتابی نمی شه مگه رییس جمهور بروند و او هم مجبور بشه بره عسلویه . من گفتم عسلویه را دوست دارم حتی تو هوای گرم مردادماه. باور کنید شعار نمیدم واقعا شکوه عسلویه را در شب باید دید وقتی که چراغهای پالایشگاهها دهکده را نورانی می کنند واقعا اونجا دیدنیه و باید از نزدیک ببینید و به زحمت و تلاش کارگران اونجا نمره بیست بدید کار تو اونجا عشق میخواد و حس وطن دوستی. سال گذشته گزارشی تو خبرگزاری فارس درباره عسلویه نوشتم که خیلی مورد توجه قرار گرفت با این مضمون:عسلویه دهکده ای دور افتاده که هم اکنون به نام آورترین شهر گازی جهان تبدیل شده است.

باید امشب زود بخوابم تا فردا بتونم ساعت ۵ صبح فرودگاه باشم چون همراه سرپرست وزارت نفت از دو میدان بزرگ نفتی در جنوب ایران بازدید داریم.به قول خانم حاج نوروزی من و او به هیچ سفری تو گروه اقتصادی نه نمیگیم حتی اگر سالی ده بار اهواز و عسلویه باشه.هرچند فعلا مارکوپولو گروه اونه و دبیر گروه هم امروز خیلی به ما لطف داشتند که گفتند من فقط یا برگه مرخصی یا برگه ماموریت برای تو امضا می کنم.

میدان آزادگان و یادآوران در جنوب که بیانگر توان داخلی در صنعت نفت میباشد. آمریکائی ها زیاد برای کار ما توی میدان نفتی آزادگان که جزء یکی از چند میدان نفتی بزرگ دنیاست برای قرارداد با ژاپن سنگ اندازی کردند اما ما توانستیم کار را با توان تخصص داخلی پیش ببریم و ژاپن الان فقط ۱۰ درصد کار را در این میدان دارد. قرار است تولید زود هنگام نفت از این میدان به زودی آغاز شود.میدان آزادگان از ذخایر نفتی قابل توجهی برخوردار است.

نوشته شده توسط زیبا اسماعیلی در 9:59 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1386/08/12

سرگذشت غم انگیز احترام....

سنش خیلی کم به نظر میرسید، می گفت صورتش را سیلی روزگار کبود کرده و اونو به این روز انداخته. احترام دو سال است که از شمال به تهران آمده و مجبوره از صبح تا شب کار کنه. اون میگه تازه تونستم یه یخچال دست دوم از سمساریهای میدون امام حسین بخرم. صبح ساعت شش و نیم از خونه بیرون میام تا بتونم ساعت ۹ تو محل کارم نزدیکیهای میدون تجریش حاضر بشم. ازش پرسیدم الان چند وقته جدا شدی؟ در حالی که اشکهاش رو پاک میکنه میگه سه ساله. بعد تعریف میکنه که فقر خانواده باعث شد که تن به ازدواج با مردی بده که اجبار به آن کار شده بود. احترام میگه به پدرم خیلی علاقه داشتم و به همین خاطر روی حرفش حرف نزدم. اما تازه دو روز بود عروسی کرده بودم که کتک مفصلی خوردم، دماغم به این روز افتاد بعد به همه دروغ گفتم که سرم به در اتاق خورده در حالی که تنم از زور درد کتک گز گز میکرد.

سه ماه گذشت. از توی جیبش تریاک پیدا کردم. وقتی بهش گفتم انکار کرد و گفت مال من نیست. شب عید رفتیم بیرون، توی خیابون بودیم که پلیس بهش مشکوک شد و چند روز بعد آزادش کردند. هر چی به خانواده اش می گفتم کسی گوشش بدهکار نبود. بعد من بودم و شب های تنهایی و کتک های مفصل. از صبح تا شب کار میکردم. کتکم میزد و از من پولم رو میگرفت تا اینکه یه روز کراک ازش دیدم. وقتی روی زمین می نشست سرش به فرش میخورد. تا بهش چیزی میگفتم با همون نئشگی کتکم میزد. یه روز بهش گفتم میخوام ازت جدا بشم. گفت طلاقت نمیدم. بعد من هم رفتم خونه پدرم. پیغام دادم دیگه برنمیگردم. اون هم شرط گذاشت مهریه نخواه، یک میلیون پول بده ، جهیزیه ات را هم نبر. بیا طلاقت بدم. من هم به خاطر آبرو و شانی که برای خودم قائل بودم از همه اونا گذشتم جان و آبروم را برداشتم و از خونه سیاهی که از بچگی گفته بودند خونه سفید بخت! بیرون آمدم و به کمک یکی از فامیلهام چند تا هنر رو یاد گرفتم و....

الان هم تونستم یه وام بگیرم و یه خونه توی جنوب شهر اجاره کنم. پول کم میارم و سعی میکنم چیزی نخورم تا بتونم یه مقدار به مادرم هم کمک کنم. 

 

نوشته شده توسط زیبا اسماعیلی در 4:55 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/08/08

نوذری در وزارت نفت چه خواهد کرد؟

گفته شده رییس جمهور فردا نامزدهای وزارتخانه های نفت و صنایع را به مجلس معرفی می کند سابقه ای که از مهندس نوذری در مجلس و وزارت نفت سراغ دارم به نظرم می آید که بتواند از عهده این کار بر آید چون او بزرگ شده نفت است و نفت را به خوبی می شناسد هرچند زمانی که مدیرعامل شرکت ملی نفت در زمان مهندس وزیری بود خبرنگارها را زیاد تحویل نمی گرفت اما انصافا در این مدت سه ماهه سرپرستی  توانست بعضی از توانایی هایش را نشان بدهد. یکی از شاخصه های ارتباط عمومی او با خبرنگارهای حوزه نفت این است که بچه ها را خوب می شناسد و تقریبا با کم و کیف سوالات بچه های این حوزه هم آشناست حتی حدود ۹۰درصد بچه ها را به اسم می شناسد نکته ای که کمتر مدیران حوزه های دیگر به آن اهمیت می دهند....البته اگر آقای نوذری از یک روابط عمومی بهره بگیرد که معاونین وزیر برای مصاحبه با رسانه ها نیاز به اجازه از آن نداشته باشند خیلی برای ما بهتر خواهد بود.

تا جایی که آگاهی اندکی از نفت دارم وسعت کار، پیچیدگی و جایگاه جهانی نفت بسیار بالاست و می طلبد مدیرانی با دانش و آگاهی و صلابت در آن کار کنند. امیدواریم پارس جنوبی (عسلویه دهکده جهانی انرژی) که اهمیت زیادی برای ایران دارد هم سریع تر وارد مدار شود تا نیمی از مشکلات ما در حوزه انرژی در داخل و خارج حل شود.انشاءالله 

بهر حال برای او آرزوی موفقیت و توان خدمتی صادقانه داریم.

نوشته شده توسط زیبا اسماعیلی در 9:16 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/08/08

قیصر جاودانه شد!

صبح پاشدم گوشی همراهم رو نگاه میکردم در میان دهها خبر خبرگزاری های پتروشیمی و نفت و برنا که فرصت خوندنشون رو پیدا نکرده بودم به پیام عطا افشاری دبیر گروه شهرستانهای خبرگزاری فارس برخورد کردم که نوشته بود قیصر امین پور هم پر کشید.....بسیار غصه خوردم و یاد روزهای خوب "جرگه عشاق" حوزه هنری تو دهه ۷۰ افتاد دادم که بعدها استاد معلم که نیامد تغطیل شد. 

قیصر شاعر درون بود و من زمانی که دانشجوی ادبیات بودم درباره یکی از کتابهای او تو یکی از روزنامه ها مطلبی نوشتم و او با ملایمت و مهربانی تمام برخورد کرد و نکاتی را هم به من یاد داد. او پاییز را دوست داشت و در غروبی پاییزی جاودان شد. روانش پاک و یادش گرامی. 

نوشته شده توسط زیبا اسماعیلی در 8:51 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 
 
code:606633