تبليغاتX
پرواز ناتمام

چهارشنبه 1386/09/21

آدمک...

یکی از دوستان بسیار خوبم در سفر حج به سر می برد و خوش به سعادتش. برایم اس ام اسی فرستاد که بد نیست بخوانید .

توی خبرگزاری نشسته بودم و  داشتم نوار مصاحبه با  یکی از مدیران نفتی درباره کشفیات جدید نفتی را پیاده می کردم که این پیام برایم رسید. دنیای مرا تغییر داد و باعث شد  تنظیم آن مصاحبه زمان بیشتری را بگیرد....

آدمک آخر دنیاست بخند/  آدمک مرگ همین جاست بخند/  دست خطی که ترا عاشق کرد / شوخی کاغذی ماست بخند/  آدمک خل نشوی گریه کنی/  کل دنیا سراب است بخند/  آن خدایی که بزرگش خواندی/  به خدا تنهاست بخند......

نوشته شده توسط زیبا اسماعیلی در 11:25 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1386/09/18

نمیدانم چه بنامم؟

خیلی دلم میخواهد متن نامه ام به آقای ضرغامی را منتشر کنم اما توصیه ها و رهنمودهای آن دو مقام عالیقدر مرجعیت را که شایستگی دیدارشان به من دست داد مرا از این کار منع می کند .آن دو بزرگوار را در جریان ظلم رفته به خود و فرزندم و حتی همسر شهیدم را در این دو سال قرار دادم متاثر شدند. و آنان نیز از متن و حاشیه های زندگی من و فرزندم در این دو سال پس از شهادت همسرم رنجیدند.

 کاش آن دوست! ما آنجا حضور داشت و معنای حرمت دل شکسته را دوباره شکستن٬ می فهمید که این روزها های های گریه های آن دل و زخم هایش و آه آن دخترک را که ناله های مادر می بیند و اشک در چشمانش موج میزند درک می کرد و نامردی روا نمی داشت که روزگار به سختی می گذراند.

کاش آن مال یتیم خورده آنجا بود می دید و می شنید که حرمت یتیم دهها بار در قرآن آمده است .

چقدر معنویت و نورانیت آن دو بزرگوار مرا تحت تاثیر قرار داد. کاش من هم آنقدر معنویت داشتم تا حداقل توصیه های آن دو بزرگوار به صبوری را رعایت کنم.

داشتم از سر بیخوابی که این روزها سخت به آن دچارم، پیام های وبلاگم را ملاحظه  میکردم٬ دیدم بزرگواری که ظاهرا کارگردان تلویزیون است پیامی گذاشته به وبلاگ او سر زدم٬ متن نیایشی را  گذاشته بود که ضروری دیدم در پایان این دل نوشته ام تکرار کنم......که از دل نوشته های شهید چمران است.

خدايا! هدايتم كن! زيرا مي‏دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.

خدايا! هدايتم كن! كه ظلم نكنم، زيرا مي‏دانم كه ظلم چه گناه نابخشودني است.

خدايا! نگذار دروغ بگويم، زيرا دروغ ظلم كثيفي است.

خدايا! محتاجم مكن كه تهمت به كسي بزنم، زيرا تهمت، خيانت ظالمانه‏اي است.

خدايا! ارشادم كن كه بي‏انصافي نكنم، زيرا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد.

خدايا! راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم، كه بي‏احترامي به يك انسان، همانا كفر خداي بزرگ است.

خدايا! مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده، تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده كنم.

خدايا! پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه‏گرساز، تا فريب زرق و برق عالم خاكي، مرا از ياد تو دور نكند.

خدايا! من كوچكم، ضعيفم، ناچيزم، پركاهي در مقابل طوفان‏ها هستم، به من ديده‏اي عبرت‏بين ده، تا ناجيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستي بفهمم و به درستي تسبيح كنم.

خدايا! دلم از ظلم و ستم گرفته است، تو را به عدالتت سوگند مي‏دهم كه مرا در زمره ستم‏گران و ظالمان قرار ندهي.

خدايا! مي‏خواهم فقيري بي‏‏نياز باشم، كه جاذبه‏هاي مادي زندگي، مرا از زيبايي و عظمت تو غافل نگرداند.

خدايا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تادر غوغاي كشمكش‏هاي پوچ مدفون نشوم.

خدايا! دردمندم، روحم از شدت درد مي‏سوزد، قلبم مي‏جوشد، احساسم شعله مي‏كشد، و بندبند وجودم از شدت درد صيحه مي‏زند، تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش.

خسته ‏ام، پير شده‏ام، دل‏شكسته‏ام، نااميدم، ديگر آرزويي ندارم، احساس مي‏كنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست، با همه وداع مي‏كنم، و مي‏خواهم فقط با خداي خود تنها باشم.

خدايا! به سوي تو مي‏آيم، از عالم و عالميان مي‏گريزم، تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده.....

نوشته شده توسط زیبا اسماعیلی در 1:22 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 1386/09/16

انتخابات و اخلاق آن

خاصیت فصل انتخابات این است که همه ترا میشناسند. هر جا هم بروی نامزدهای انتخاباتی را می بینی. تجربه کار سیاسی و ۱۴ انتخاباتی که در آن کار خبر کردم این را برایم ثابت کرد. سال ۷۴ همسر یکی از آقایان در انتخابات میان دوره ای تهران کاندیدا شد و آن موقع دولت وقت را به خاطر دسته گلهای گرانقیمتی که برای مراسم های روزانه نهاد ریاست جمهوری استفاده می کرد در یک مصاحبه ای که با من داشت مورد انتقاد شدید قرار داد و از قضا به خاطر فضای سیاسی آن موقع رای بالایی هم آورد و یک بار خودش گفت آن مصاحبه اثر زیادی داشت. اما هر وقت توی مجلس پنجم من سراغش رفتم با بی اعتنایی با ما که خبرنگار بودیم برخورد می کرد تا اینکه دوباره ظاهرا ما را پیدا کرده و یادش آمده ما خبرنگاریم. ولی دیگر تجربه بدست آوردم که بیخودی برای کسی نردبان نسازم. الان در مجلس هفتم همین اتفاق افتاده و همه اهل خبر و مصاحبه های داغ و نیمه داغ شدند تا بگویند ما هم هستیم.باور کنید تجربه سه دوره حضورم توی مجلس می گوید که در هر دوره عده ای هستند که طی چهار سال نمایندگی یک بار هم به حوزه خودشان سر نمی زنند. عده ای هم برای ما خبرنگارها از ابتدا تا آخر ناشناخته می مانند و در چهار سال نه نطقی نه سوالی و نه....

 یکی از سیاسیون که در انتخابات با قالیباف بود و بعد از قهر و آشتی که با احمدی نژاد داشت حالا حمایت های زیادی از دولت می کند و چهره با نفوذی تو مجلس است. با اینکه به من خیلی احترام می گذارد و رابطه خوبی با فارس دارد. ارتباط خبری کمی با ما دارد و جز تحلیل خیلی اهل گقت و گو با خبرنگاران نیست هرچند یکی از خبرهایش درباره یک پرونده بزرگ سرنخ خوبی برای مصاحبه ها و پیگیری ما شد و جریانی را در عرصه رسانه ایجاد کرد اما این بزرگوار به تازگی روابطش را با خبرنگار ها گرمتر کرده و دیدم به تقاضای همه مصاحبه ها پاسخ مثبت داده. ظاهرا ایشان هم معتقد به فصلی بودن خبرنگارها! هستند. کسانی که با فضای مجلس آشنایی دارند این بزرگوار را می شناسند.

الان هم پرونده های فساد خیلی مطرح می شود. خدا کند برای صندلی های سبز مجلس که تا پیش از این قرمز بودند اخلاق انتخاباتی و سیاسی را زیر اتهامات و خبرهای ریز و درشت و سنگینی هزینه های انتخاباتی له نکنیم. که همه اینها فنا پذیر هستند. در فرصتی دیگر از رقابت دو نامزد انتخاباتی برایتان خواهم گفت که در یکی از شهرها نامزد انتخاباتی مرغداری داشت که یک ماه قبل از انتخابات همه مرغ هایش بیمار شدند و فردای اعلام نتیجه آراء همان رقیب از همان مرغداری کلی سفارش مرغ داد. 

عده ای هم این روزها به ریسمانهای سست جناح های سیاسی می آویزند که باید گفت، این ریسمانها هم زیاد دوام ندارند و هر کس امتحانش را پس داده و فقط باید ریسمان پر قدرت الهی را دست گیریم که ابدی است.   

نوشته شده توسط زیبا اسماعیلی در 1:41 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 1386/09/16

راهشان پر رهرو باد ...

بچه های دانشکده خبر آمدند منزل ما و برای شهدا سنگ تمام گذاشتند. خبرگزاری فارس هم تنها رسانه ای بود که به طور رسمی مراسم گذاشت و یاد شهدا را گرامی داشت. یکی از زیبائیهای این مراسم این بود که نماآهنگی که خبرگزاری ساخته از شهید بقایی هم به عنوان شهدای خبرگزاری فارس یاد کردند البته به خاطر احترام و محبتی که خبرگزاری به ما دارد همیشه یاد شهید بقایی در تمام مراسم ها گرامی داشته میشود.روحشان شاد و راه دلیری اشان پر رهرو باد....

از همین طریق از همه دوستان و همکاران شهید بقایی و خودم که با ارسال دسته گل و پیام های اینترنتی اس ام اس تلفن و فاکس ما را یاد کردند صمیمانه سپاسگزارم.

نوشته شده توسط زیبا اسماعیلی در 1:13 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 
 
code:606633